
«اقلیت»؛ داروی تلخِ رسانهها

عارف صبور
کلمهی اقلیت در این روزها یکی از تیترهای درشت خبرهای مرتبط به افغانستان است. جنگِ اکثریت و اقلیت از جنگهای چندصدسالهاست که بدون فهمی درست از این مسئله، صرفاً در این جغرافیا خونهای بیگناهی ریخته شدهاست. رسانهها برای شدت بخشیدن به این جنگها و برای تندی و داغ بودن تیترهای خبری شان، صرفاً ناخن زدهاند و یا به اصطلاح رایج خودما، ناخنجنگی کردهاند تا فتنه به پا کنند و تیترهای خبری شان داغ و برجسته باشند! ناخنجنگی، همان فتنه آفریدن و جنگانداختن میان دو شخص یا دو گروه است! رسانههای شیطانی چون بیبیسی فارسی و گروه اینترنشنالها و یا هر رسانهی شیطان دیگر، از یکسو، علیه گروه حاکمِ به ظاهر اکثریت، با تمام وجود اعلام جنگ میکنند و نیز ولوله و نکوهش و محکومیت شان به آسمان بلند شدهاست، از سوی دیگر با استفاده از کلمهی اقلیت ناآگاهانه یا آگاهانه از همین گروهِ حاکمِ به ظاهر اکثریت حمایت میکنند و ناخنک میزنند!
ارزش و اعتبار قومی یا گروهی، هیچگاهی بر اساس آمار، اعداد و جمعیت آن قابل سنجش و قبول نیست و اینگونه سنجش، نوعی تحقیر و اهانت بر یک قوم و زبان و یا یک مذهب است. اگر ارزشسنجی کنیم، آنچه که قومی یا زبانی را از حیث ارزش و اعتبار اجتماعی و تاریخی برجسته میکند، قدمت و پشتوانهی تاریخی و فرهنگی، سهمگیری آنها برای پیشرفت و تحصیل و مخصوصاً سهمگیری زنان آن در امور مختلف اجتماعی از جمله کار و تحصیل و ظاهر شدن در اجتماع است. چکیدهی تلخِ تاریخ ما این است که، اقلیتی با کشتار و خونریزی و غصبِ اراضی و کوچدهی مردمان بومی، تنگ کردن فضا و فراهمآوری زمینههای فرار اقشار زیر سلطه، خود را به اکثریتی خوساخته تبدیل کردهاند، و اکثریتی که با قدمت و پشتوانهها و دستاوردهای غنیِ تاریخی و فرهنگی کنار زده شدهاند و به جبر و ظلم، با حیله و فتنهی اکثریتی خودساخته، به اقلیتها تقسیمبندی و لقب زده شدهاند! این خلاصهی تمام تاریخ چندصدسالهی ماست!
شما به پیشینهی تاریخی هندوان و سیکان افغانستان نگاهی بیندازید، با آنکه در کتیبههای جعلیِ تاریخ جعلیِ ما، آنها اقلیتاند و یا حتی نامی برده نشدهاند، اما از همه مردمانی که در افغانستان هست و بود داشتهاند و دارند، قدمت شان بیشتر است و تمام کشفها و استخراجهای تاریخی و باستانشناسانهای که صورت گرفته است، از آنها و به آنها ریشه داشته است! آمار و ارقام مردمی، هیچگاهی معیاری برای سنجش اعتبار و ارزش اجتماعی و تاریخی آنها نیست! برای همین، استفادهی کلمهی اقلیت نوعی اهانت و تحقیر است و هر رسانهای که از آن استفاده میکند، شیطان بزرگ است و کارش ناخنجنگی است نه اشتراک آگاهی!
اقلیتها، باوجود ریشهها و مشترکات تاریخی و فرهنگی، به فردیت و فردگرایی خودخواهانه -جدا از دید اخلاقی و فلسفی- رویآوردند و متفرق شدند، و آن اکثریت خودساخته، به ریسمان جمعگراییِ افراطی -اتحاد کورکورانه- چنگ زدند و از این فرصت برای کنار زدن و شعلهور ساختن -مثلاً- اقلیتها استفاده کردند. جمعگرایی، آیین اصلی و تاریخ مکتوب این گروه حاکم است! بناءً هیچ جای تعجب نیست که هر قومی، زبانی یا مذهبی سعی کند بیشتر و برجستهتر و فعالتر به صحنه ظاهر شود، بدون شک مورد حملهی این آیین جمعگرای افراطی قرار میگیرد و این گروه حاکم، از هیچ جنایت و ظلمی برای کنار زدن و از صحنه بیرون راندن دریغ نمیورزند!
ما تاریخ پنجهزارساله نداریم و نداشتهایم و تمام آنچه داریم، همین تاریخِ جعلی چندصدسالهایاست که تمام چکیدهی آن جنگِ اقلیت و اکثریت است! این عیانیاست که حاجت به بیان نیست. بناءً، رسانههای مثلاً مخالف تبعیض، تعصب و تفرقه، خود با استفادهی کلمهی اقلیت بر قومی، زبانی یا مذهبی به تبعیض و تعصب و تفرقه دامن میزنند و تحقیر و اهانت میکنند. آنچه اسفناک و جای شوربختیاست، این است که ما روشنفکر و رهبرانی نداشتهایم که اندیشههای انسانمحور خط مشی سیاسی و فکری شان بوده باشد. اگرهم داشتهایم، یا کشته و ترور شدهاند و یا هم روشنفکریِ شان در برابر پروژه و پول و حمایتهای شوم و شیرین بینالمللی کوتاهی کردهاست!
از یک طرف، پروژه، پول و دریافت حمایتهای شیطانی و شیرین بینالمللی سبب کوری چشم روشنفکران و رهبران ما شدهاست؛ و از طرفی دیگر، گروهی با جمعگرایی افراطی -اتحاد کورکورانه- از این فرصت به قوتبخشیدن اکثریتطلبی و اکثریتپنداری خود برای غصب بیشتر صحنه استفاده کردند. این غصب، غصب زمین و اراضی نیست. این غصب، غصب صحنهی سیاسی است. غصب اذهان عامه است، غصب اینکه برای تنگ کردن فضا و کنار زدن مثلاً اقلیتها، از هیچ جنایت و انتحار و خونریزی اجتناب نمیکنند. این غصب، فراهمسازی زمینهی فرار و کنارهگیری برای دیگر اقشار زیر سلطه است.
اما میان این دو جنگِ اقلیت و اکثریت، این تنها مردم بیگناه است که قربانی دادهاند و میدهند. و این قربانی، هرگز برای تاریخ، بدون پاسخ نخواهد بود. اکثریت قابل پذیرش برای من، پیشرفتها و دستاوردهای مشترک مردم است، صدای مشترک مردم است، صدای مشترکی که در آن هزاره، تاجک یا فارسیزبان و پشتون، یکجا برای نان، کار و آزادی فریاد میزنند. صدایی که ارزشمحور است، نه عدد محور، صدایی که فارغ از زهرمارهای اقلیتنگری و اکثریتنگری و اکثریتطلبی است! این نسلکشیها، اقلیتنگریها و اکثریتنگریها، تیشه بر زوال گروه حاکم است و هر گروهی که اکثریتنگری و اکثریتطلبی هدف شوم آن باشد، بدنام و ننگ تاریخ است و دوام ندارد! خون قربانیان بیگناه، بدون پاسخ نخواهد ماند!



دیدگاهها
هنوز دیدگاهی نیست، دیدگاه تان را بنویسید!
دیدگاهی و گپی اگر دارید، بنویسید.