Skip to content
Aref SaboorAREF SABOOR

«اقلیت»؛ داروی تلخِ رسانه‌ها

عکس عارف صبور

عارف صبور

خوانشِ ۴ دقیقه‌ای۱۵ میزان ۱۴۰۱از چیزهای دیگر · یادداشت‌ها و اندیشه‌ها
بپسندید!
یک کفِ بلند بزنید!
دیدگاه تان را بنویسید.
هم‌رسانی:
هم‌رسانی در اِکس
هم‌رسانی در لینکداِین
هم‌رسانی در تلگرام
هم‌رسانی در وَتسپ
هم‌رسانی در فیسبوک
لینک را کاپی کنید

کلمه‌ی اقلیت در این روزها یکی از تیترهای درشت خبرهای مرتبط به افغانستان است. جنگِ اکثریت و اقلیت از جنگ‌های چندصدساله‌است که بدون فهمی درست از این مسئله، صرفاً در این جغرافیا خون‌های بی‌گناهی ریخته شده‌است. رسانه‌ها برای شدت بخشیدن به این جنگ‌ها و برای تندی و داغ بودن تیترهای خبری شان، صرفاً ناخن زده‌اند و یا به اصطلاح رایج خودما، ناخن‌جنگی کرده‌اند تا فتنه به پا کنند و تیترهای خبری شان داغ و برجسته باشند! ناخن‌جنگی، همان فتنه آفریدن و جنگ‌انداختن میان دو شخص یا دو گروه است! رسانه‌های شیطانی چون بی‌بی‌سی فارسی و گروه اینترنشنال‌ها و یا هر رسانه‌ی شیطان دیگر، از یکسو، علیه گروه حاکمِ به ظاهر اکثریت، با تمام وجود اعلام جنگ می‌کنند و نیز ولوله و نکوهش و محکومیت شان به آسمان بلند شده‌است، از سوی دیگر با استفاده از کلمه‌ی اقلیت ناآگاهانه یا آگاهانه از همین گروهِ حاکمِ به ظاهر اکثریت حمایت می‌کنند و ناخنک می‌زنند!

ارزش و اعتبار قومی یا گروهی، هیچ‌گاهی بر اساس آمار، اعداد و جمعیت آن قابل سنجش و قبول نیست و این‌گونه سنجش، نوعی تحقیر و اهانت بر یک قوم و زبان و یا یک مذهب است. اگر ارزش‌سنجی کنیم، آن‌چه که قومی یا زبانی را از حیث ارزش و اعتبار اجتماعی و تاریخی برجسته می‌کند، قدمت و پشتوانه‌ی تاریخی و فرهنگی، سهم‌گیری آن‌ها برای پیشرفت و تحصیل و مخصوصاً سهم‌گیری زنان آن در امور مختلف اجتماعی از جمله کار و تحصیل و ظاهر شدن در اجتماع است. چکیده‌ی تلخِ تاریخ ما این است که، اقلیتی با کشتار و خون‌ریزی و غصبِ اراضی و کوچ‌دهی مردمان بومی، تنگ کردن فضا و فراهم‌آوری زمینه‌های فرار اقشار زیر سلطه، خود را به اکثریتی خوساخته تبدیل کرده‌اند، و اکثریتی که با قدمت و پشتوانه‌ها و دستاوردهای غنیِ تاریخی و فرهنگی کنار زده شده‌اند و به جبر و ظلم، با حیله و فتنه‌ی اکثریتی خودساخته، به اقلیت‌ها تقسیم‌بندی و لقب زده شده‌اند! این خلاصه‌ی تمام تاریخ چندصدساله‌ی ماست!

شما به پیشینه‌ی تاریخی هندوان و سیکان افغانستان نگاهی بیندازید، با آن‌که در کتیبه‌های جعلیِ تاریخ جعلیِ ما، آن‌ها اقلیت‌اند و یا حتی نامی برده نشده‌اند، اما از همه مردمانی که در افغانستان هست و بود داشته‌اند و دارند، قدمت شان بیشتر است و تمام کشف‌ها و استخراج‌های تاریخی و باستان‌شناسانه‌ای که صورت گرفته است، از آن‌ها و به آن‌ها ریشه داشته است! آمار و ارقام مردمی، هیچ‌گاهی معیاری برای سنجش اعتبار و ارزش اجتماعی و تاریخی آن‌ها نیست! برای همین، استفاده‌ی کلمه‌ی اقلیت نوعی اهانت و تحقیر است و هر رسانه‌ای که از آن استفاده می‌کند، شیطان بزرگ است و کارش ناخن‌جنگی است نه اشتراک آگاهی!

اقلیت‌ها، باوجود ریشه‌ها و مشترکات تاریخی و فرهنگی، به فردیت و فردگرایی خودخواهانه -جدا از دید اخلاقی و فلسفی- روی‌آوردند و متفرق شدند، و آن اکثریت خودساخته، به ریسمان جمع‌گراییِ افراطی -اتحاد کورکورانه- چنگ زدند و از این فرصت برای کنار زدن و شعله‌ور ساختن -مثلاً- اقلیت‌ها استفاده کردند. جمع‌گرایی، آیین اصلی و تاریخ مکتوب این گروه حاکم است! بناءً هیچ جای تعجب نیست که هر قومی، زبانی یا مذهبی سعی کند بیشتر و برجسته‌تر و فعال‌تر به صحنه ظاهر شود، بدون شک مورد حمله‌ی این آیین جمع‌گرای افراطی قرار می‌گیرد و این گروه حاکم، از هیچ جنایت و ظلمی برای کنار زدن و از صحنه بیرون راندن دریغ نمی‌ورزند!

ما تاریخ پنج‌هزارساله نداریم و نداشته‌ایم و تمام آنچه داریم، همین تاریخِ جعلی چندصدساله‌ای‌است که تمام چکیده‌ی آن جنگِ اقلیت و اکثریت است! این عیانی‌است که حاجت به بیان نیست. بناءً، رسانه‌های مثلاً مخالف تبعیض، تعصب و تفرقه، خود با استفاده‌ی کلمه‌ی اقلیت بر قومی، زبانی یا مذهبی به تبعیض و تعصب و تفرقه دامن می‌زنند و تحقیر و اهانت می‌کنند. آنچه اسفناک و جای شوربختی‌است، این است که ما روشن‌فکر و رهبرانی نداشته‌ایم که اندیشه‌های انسان‌محور خط مشی سیاسی و فکری شان بوده باشد. اگرهم داشته‌ایم، یا کشته و ترور شده‌اند و یا هم روشن‌فکریِ شان در برابر پروژه و پول و حمایت‌های شوم و شیرین بین‌المللی کوتاهی کرده‌است!

از یک طرف، پروژه، پول و دریافت حمایت‌های شیطانی و شیرین بین‌المللی سبب کوری چشم روشن‌فکران و رهبران ما شده‌است؛ و از طرفی دیگر، گروهی با جمع‌گرایی افراطی -اتحاد کورکورانه- از این فرصت به قوت‌بخشیدن اکثریت‌طلبی و اکثریت‌پنداری خود برای غصب بیشتر صحنه استفاده کردند. این غصب، غصب زمین و اراضی نیست. این غصب، غصب صحنه‌ی سیاسی است. غصب اذهان عامه است، غصب این‌که برای تنگ کردن فضا و کنار زدن مثلاً اقلیت‌ها، از هیچ جنایت و انتحار و خون‌ریزی اجتناب نمی‌کنند. این غصب، فراهم‌سازی زمینه‌ی فرار و کناره‌گیری برای دیگر اقشار زیر سلطه است.

اما میان این دو جنگِ اقلیت و اکثریت، این تنها مردم بی‌گناه است که قربانی داده‌اند و می‌دهند. و این قربانی، هرگز برای تاریخ، بدون پاسخ نخواهد بود. اکثریت قابل پذیرش برای من، پیشرفت‌ها و دستاوردهای مشترک مردم است، صدای مشترک مردم است، صدای مشترکی که در آن هزاره، تاجک یا فارسی‌زبان و پشتون، یکجا برای نان، کار و آزادی فریاد می‌زنند. صدایی که ارزش‌محور است، نه عدد محور، صدایی که فارغ از زهرمارهای اقلیت‌نگری و اکثریت‌نگری و اکثریت‌طلبی است! این نسل‌کشی‌ها، اقلیت‌نگری‌ها و اکثریت‌نگری‌ها، تیشه بر زوال گروه حاکم است و هر گروهی که اکثریت‌نگری و اکثریت‌طلبی هدف شوم آن باشد، بدنام و ننگ تاریخ است و دوام ندارد! خون قربانیان بی‌گناه، بدون پاسخ نخواهد ماند!

بپسندید!
یک کفِ بلند بزنید!
دیدگاه تان را بنویسید.
هم‌رسانی:
هم‌رسانی در اِکس
هم‌رسانی در لینکداِین
هم‌رسانی در تلگرام
هم‌رسانی در وَتسپ
هم‌رسانی در فیسبوک
لینک را کاپی کنید

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی نیست، دیدگاه تان را بنویسید!

دیدگاهی و گپی اگر دارید، بنویسید.

نوشته‌های مشابه

بیشتر بخوانید...

اندیشه و عقیده

اندیشه فردی است و عقیده جمعی، برای همین اندیشمند کمتر داریم و معتقد بیشتر. و همین‌طور اندیشمند منفرد است و معتقد متحد! اندیشیدن و به‌کارگیری «مغز» کاری بسیار سخت است و عقیده همانند بستن چشم آسان است.…

بیشتر بخوانید...
بپسندید!
یک کفِ بلند بزنید!
دیدگاه تان را بنویسید.
هم‌رسانی