
به آپه های گُلِم!

عارف صبور
این نوشتهی نا منظم و پراگنده را به دِقّت و ذکاوت بخوانید!
در ابتدا مرحلهی جدید زندهگی دانشگاهی تان را از صمیم قلب تبریک میگویم. به هردوی تان افتخار میکنم و به تواناییها و استعداد تان باورمند هستم. داشتن خواهرانی مثل شما مایهی سربلندی من است. دوست تان دارم، چون آپه های کتابخوان و چیزفهم و با سواد هستید و به ارزشهای انسانی خود پیبردهاید و حرکات و سکنات انسانی را میفهمید و میشناسید. منظم هستید و صاحب اندیشه و استقلال فکری و روشن. اینها مجموعهی صفتها برای تشویق و ترغیب نیستند، آنچه در شما دیدهام را با دقت نوشتهام.
و اما بعد!
دانشگاه و دانشگاهی شدن در شهر و کوچه هایی که زندهگی میکنیم، مفاهیم مختلف دارد که یکی یکی با آنها بر میخورید. ممکن است در محوطهی درس تان با افکار مرتجع، پلید و مغزهای متروک بر بخورید. این جغرافیا همیشه مخالف روشنفکری و روشناندیشی بودهاست. جرّوبحث مذهبی کمتر کنید و به کسانی که مطالعات کمتر دارند فقط سر تأیید تکان دهید و از ادامه حرف زدن عذر بخواهید. وقت های فراغت موسیقی گوش بدهید و یا کتاب بخوانید. آنچه که خیلی مهم است این است که با خیابان آزاری و پُرزَهپَرانی های سگها و گرگهای گرسنهی جنسی و ولگرد بیشتر مواجه میشوید. هیچگاه به هیچ واق واقی سنگِ توجه پرتاب نکنید. زیرا اگر سنگی پرتاب کردید، شَلّهگری و سروصدای سگ بیشتر میشود! صِراط تان مستقیم باشد و به راه خود راست باشید، حتی اگر در جهنم هم زندهگی کنید از گزند همه چیز در امان هستید. از دوستیهای بی مورد با دختر و پسر بپرهیزید. از هیچکسی توقع و انتظار از هیچ چیزی نداشته باشید، فقط سلام و احترام انسانی کافیست اجتماعی بودن ما را نشان دهد! نیازی نیست با کسی پیمان دوستی ببندیم، چون امروزه اکثراً و حتی در عموم، همه سلام و علیک شان پرهدف و آب شان گِل آلود است. بسیار احتیاط کنید! در صفحات اجتماعی مثل فیسبوک، پیامها، کمنتها، شماره مبایل... متوجه همه چیزتان باشید. وقت تان را تلف نکنید. امروزه هستند جوانهایی که در دست دوربینهای DSLR دارند و طرح موی خیلی پُستمدرن، لباس شخصیتی، بوتهای شیک، قیافه عکاس، ظاهر بسیار صلحآمیز دارند، اما مغز شان هنوز از قلمرو ناف فراتر نرفته است! و یا هستند جوانهایی که چند تا مجموعهی شعر به چاپ رساندند و کتابها جسته و پراگنده خواندهاند و خود را شاعرچه و نویسندهچه و کتابخوان جلوه میدهند اما مغزشان هنوز از قلمرو ناف فراتر نرفته است. و یا هستند جوانهایی که گیتار در دست دارند و چندتا آهنگ یاد گرفتهاند بنوازند و موهای دراز و قیافهی هنرمندی و گیتاریست به خود میگیرند، هنوز مغزشان از قلمرو ناف فراتر نرفته است! و یا هستند جوانهایی که از سقراط و افلاطون و نیچه حرف میزنند و قیافهی فلسفی به خود میگیرند و چند تا متن فلسفی پراگنده خواندهاند و خود را سقراطیست و افلاطونیست و مدرنیست و فلانیست برچسب میزنند اما مغز شان هنوز از قلمرو ناف فراتر نرفته است. از پولدارهای بیسواد که گله نیست! گویا در این جغرافیا کسی توان مبارزه با مغز نافی را ندارد! اینجا هنوز سرزمین ناف است! روشنفکرهایش نیز نافی، شاعر و شاعرچه هایش نیز نافی، با سوادهایش نیز نافی، آوازخوان و گیتاریست هایش نیز نافیست! آنان که استثناء هستند این نوشته هیچگاهی اعصاب شان را خراب نمیکند!
فریب هیچکدامش را نخورید! نه فریب گیتاریست مو دراز را، نه فریب عکاسِ دوربین DSLR دار را و نه فریب شاعرچه و نویسندهچهها را و نه فریب فلسفی های بندِتُنبانی را! مغز جوانهای این خاک همه ناف است! وقت تان را تلف نکنید! افراد نافی را از لیست دوستان فیسبوک تان حذف کنید، به سلام های بی مورد پاسخ ندهید، کمنت های بی مورد شان را از عکس و پُست های تان حذف کنید که عکس و مطالب تان را لکه دار نکند و به شخصیت تان ضرر نرساند. چون کسی که بدون دلیل پیغام و سلام فرستاد، غیر از ناف دیگر هدفی ندارد! تکرار میکنم، آنان که استثناء هستند که بسیار تعداد کم و نادر است این نوشته هیچگاهی اعصاب شان را خراب نمیکند! هیچگاه دروغ نگفتهام، جوانهای کوچه پس کوچههای این جغرافیا همه نافی و بندِتُنبانی هستند! عکاسِهای بندِتُنبانی، شاعرهای بندِتُنبانی، نویسندهچههای بندِتُنبانی، گیتاریستهای بندِتُنبانی، روشنفکرهای بندِتُنبانی، فلسفیهای بندِتُنبانی و... همه بندِتُنبانی هستند! پدرتان نیستم، برادری هستم که به ارزش های انسانی باورمند هست تا ارزش های مذهبی، جغرافیایی و طبقهای و قومی! برادری هستم که هیچگاهی در فکر کنترل و تعقیب و مداخلهگری در زندهگی شخصی تان نیست. برادری هستم حمایت گر و پشتیبان. زندهگی تان را به موسیقی، هنر، کتاب، هدف، ارزشها گره بزنید، نه به انسانها!
دوست تان دارم!
مراقب خودتان باشید!



دیدگاهها
هنوز دیدگاهی نیست، دیدگاه تان را بنویسید!
دیدگاهی و گپی اگر دارید، بنویسید.