
یکی از اسطوره های هندو

عارف صبور
از خواندن این نوشتهی کوتاه و زیبا و شگفتآور لذت بردم و ارزش ترجمه داشت. این نوشته که در متون مقدس ادیان هند نیز ذکر گردیده تکلیف این که چرا انسان دست به اختراع ادیان و مذاهب زد را روشن میکند. به دقت بخوانید و بیندیشید:
زمانی همهی مردان خدایان بودند. اما آنها از نیروی خدایی خود استفادهی سوء بردند و براهما این نیرو را از آنها ساقط کرد و مصمم شد پنهانش کند تا اینکه بشریت سزاوار آن گردد. تنها مشکلی که وجود داشت اینکه در کجا این نیرو باید پنهان میشد تا هیچکس و هیچچیزی نتواند سراغی از آن دریابد. براهما همهی خدایان خود را یکجا جمع کرد و مسئله را با آنها در میان گذاشت. نخستین پیشنهاد خدایان این بود که باید نیروی خدایی در قعر زمین پنهان شود. اما براهما انکار ورزید و گفت: این ریسک بزرگی است! کسی ممکن است قعر زمین را حفر کند و آن را دریابد. اما خدایان پیشنهاد دوبارهای کردند اینکه نیروی خدایی را در قعر دریاها و اقیانوسها پنهان کنند. براهما دوباره پیشنهاد آنها را نپذیرفت و گفت: نه، چون انسانها قادراند قعر دریاها و اقیانوسها را کاوشگری کنند و آن را دریابند. همه مات و مبهوت و ناتوان ماندند برای اینکه در کجا نیروی خدایی پنهان شود تا از شرّ انسانهایی که استفادهی سوء میبرند در امان بماند، خدایان از براهما پرسید اینکه چه راه حلی میتواند وجود داشته باشد و براهما، خدایِ خدایان گفت: مسئله نیز همینجاست که با نیروی خدایی چه کار کنیم؛ بهتر است در وجود خودِ مرد پنهان کنیم! او هرگز برای دریافتن نیروی خدایی در فکر مراجعه به خود نخواهد بود.




دیدگاهها
هنوز دیدگاهی نیست، دیدگاه تان را بنویسید!
دیدگاهی و گپی اگر دارید، بنویسید.